ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
263
تاريخ گيلان ( فارسى )
بيستم شهر شعبان سنهء مذكور ، به اتفاق جمعى پريشان و قومى بىنام و نشان ، بر سر خانهء مير مراد لشتهنشائى كه سالها مسندنشين كلانترى لاهجان ، در نهايت عزت و شان بود و حسب الحكم شاه عباس ، به امر مزبور اشتغال و ارتكاب داشت ، رفته ، كل اسباب و اموال مشاراليه را از نقود و اجناس و غيره كه تخمينا سىهزار تومان مىشد ، به غارت و تاراج بردند و از آنجا به خانههاى على خان بيك و برادرش - مير عباس - كه تحويلدار ديوان بودند و بدان نزديكى از سفر دريا باز آمده ، اجناسى بىقياس از مسكاو آورده ، در منازل ايشان منبر بود « 1 » رفته و تمامت اموال و اجناس ديوان را به غارت و تالان داده و در همان شب بر سر خانهء محمد طالب كلانتر رفته و او را به قتل رسانيده و عمارت او را آتش زده ، عود نمودند . و لشكر جمرى از اين حرارت دلير شده ، روز پنجشنبهء بيست و يكم شهر حال « 2 » به بازار كوچسفهان آمده و متعلقان معراى نايب الصداره را كه به ملاحظهء فتور ، از لاهجان روانهء رشت بودند ، اسير كرده و اموال و اسباب مشاراليه را غارت كرده ، از بازار كوچسفهان روانهء قصبهء كوچسفهان خشك بجار « 3 » شدند . لشكر عادلشاه ، به هر سرزمين كه مىرسيدند ، از آوازهء نقاره ، جمعيت ايشان زياده مىشد . الحاصل يك شب در خشك بجار توقف نموده ، روز جمعه از آنجا به موضع بستديم « 4 » و تسييه « 5 » رفته ، و شب شنبه در خانههاى بو سعيدمير و آقا رستم كه از لئامزادههاى عمدهء آنجا بودند ، توقف نموده ، روز شنبهء بيستم شهر مذكور ، با بسيارى از لشكر و حشر ، بر سر بلدهء رشت
--> ( 1 ) - يعنى روى هم چيده و بر هم انباشته . ( 2 ) - يعنى ماه مورد بحث . ( 3 ) - ظاهرا : از بازار كوچسفهان روانهء قصبهء خشك بجار شدند . ( 4 ) - بفتح باء و سكون سين و كسر تاء . ( 5 ) - بكسر تاء .